إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

سایت رسمی جماعت دعوت و اصلاح

  • این مقاله با تفکیک میان «تکامل زیست‌شناختی» و «تفسیرهای فلسفی/الحادی» آن، درصدد ارائه خوانشی توحیدی و سازگار میان علوم تجربی و علوم وحیانی در مسئله آفرینش انسان است. بر اساس این خوانش، تکامل می‌تواند چگونگی شکل‌گیری کالبد و ویژگی‌های زیستی انسان در مسیر قوانین طبیعی آفرینش را تبیین کند، درحالی‌که روایت قرآنیِ «آدم»، نه نقطه آغاز تاریخ زیستی، بلکه نقطه عطفی در تاریخ معنوی و ظهور «انسانِ مکلف» است که با نفخ روح، آموزش اسماء، اختیار، تکلیف و مقام خلافت الهی شناخته می‌شود. در نهایت، مقاله با طرح فرضیه‌هایی چون وجود جمعیت‌های انسانی هم‌زمان با آدم و رفع تعارض میان قوانین طبیعی و اراده الهی، بر وحدت مبدأ هستی و مکمل بودن ابعاد زیستی، شناختی و وجودی انسان تأکید می‌کند.

    نویسنده:
    معتصم محمودی
  • این مقاله به تحلیل دین به‌عنوان یک نظام جامع معرفتی پرداخته و تبیین می‌کند که دین از دو حوزه متمایز اما مکمل تشکیل شده است: علوم وحیانی و علوم انسانی-تجربی. در این پژوهش، ابتدا دین به‌عنوان یک مجموعه معرفتی تعریف می‌شود که دو منبع اصلی معرفت، یعنی وحی و عقل/تجربه، را در بر می‌گیرد. از سوی دیگر، ویژگی‌ها و کارکردهای هر یک از این دو حوزه بررسی می‌شود: علوم وحیانی که در قالب آموزه‌های دینی و متون مقدس قرار می‌گیرند، به هدایت انسان در ساحت معنوی و اخلاقی پرداخته و در مقابل، علوم انسانی-تجربی که از طریق عقل و تجربه به شناخت طبیعت و جامعه می‌پردازند، به تأمین نیازهای مادی و اجتماعی انسان کمک می‌کنند. مقاله به ارتباط و تعامل این دو حوزه در قالب یک سیستم منسجم می‌پردازد و بر این نکته تأکید دارد که علوم انسانی-تجربی و علوم وحیانی با هم میتوانند نیازهای مادی و معنوی انسان را برآورده کنند و دین مجموعه‌ی کاملی از این دو حوزه است. همچنین، کارآمدی مدل دوحوزه‌ای دین در مواجهه با چالش‌های مدرن مانند اخلاق زیستی، مسائل زیست‌محیطی، و عدالت اجتماعی به‌عنوان یک نظام جامع معرفتی بررسی می‌شود. نهایتاً، مقاله به نقد دیدگاه‌های مخالف که دین را صرفاً وحیانی یا صرفاً انسانی می‌دانند، پرداخته و نشان می‌دهد که تفکیک مطلق این دو حوزه ناکارآمد است.

    نویسنده:
    معتصم محمودی -کارشناس ارشد روانشناسی بالینی